احمد مجد الاسلام كرمانى
108
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
اين معامله برآيند ناچار در مقام فرار از لفظ سردار لفظ امير را پناه خود قرار دادند امير اعظم امير افخم امير مكرم امير معظم امير اسعد امير امجد امير اشرف امير مجلل امير اكمل امير اقوم و امثال آنها و عما قريب آنقدر امير پيدا شود كه قاموس و و نهايه ابن اثير هم از عهده مضاف اليه آنها برنيايد ، چنان كه نسبت بسالار و سردار و وزير و مشير همين قسم شده است و زهى سعادت ما كه در عصرى واقع شدهايم كه عده امركننده و فرمانده بمراتب زيادتر از امرشونده و فرمانبر است . فروش خالصجات الحاصل بعد از آنكه ناصر الدين شاه مرحوم دانست كه از اين راه هم كه كسر بودجه اصلاح نميشود متوسل بوسيله ديگر شد و اعلان فروش خالصجات را دادند ، خالصجات دولتى در ايران عبارت است از املاكى كه دولت تدريجا بعناوين مختلفه از حكام و غير هم ضبط كرده است ، مثلا صدرى اصفهانى يا پسرش امين الدوله يكوقتى مغضوب دولت شدند ، حسب الامر دارائى آنها كه عبارت از همان املاك باشد ضبط دولت شده و فلان حاكم مبلغى از ماليات فلان شهر را خورده و از عهده اداى آن برنيامده دولت هم املاك او را ضبط نموده و بسيارى از خالصجات املاك موقوفه سلاطين صفويه است كه تدريجا آباد كرده و بر يكى از مشاهده مشرفه مساجد و مدارس وقف نموده بودند ، كه در زمان نادر شاه به تصرف كارگذاران دولت درآمد و باسم خالصجات دولتى ثبت دفاتر دولتى شده و هكذا اشخاصى را كه نادر شاه افشار با آقا محمد خان قاجار مطرود در كارگاه خود نموده بودند قهرا املاك آنها را ضبط ميفرمودند ، چنان كه اغلب خالصجات كرمان ملك مرحوم خاندانقلى بيك جد اعلى اين بنده بوده كه چون نادر شاه سوء ظنى از او حاصل كرد او را هواخواه خانواده صفويه پنداشت حكم بقتل او داد و تمام املاك او را